احمد بن حسين بن على كاتب
93
تاريخ جديد يزد ( فارسى )
ذكر عمارت مرتضى اعظم سعيد امير غياث الدين على طاب ثراه مرتضى اعظم سعيد امير غياث الدين على بن مرتضى سعيد سيّد لطف اللّه الحسينى طاب اللّه ثراه [ 117 ] در محلهء در مدرسهء عبد القادريه به سر كوچهء كامرانان « 1 » خانهء عالى ساخته و باغچهاى در خلف آن مشجّر ، و بادگير رفيع كه مثل خود ندارد برآورده ، و ديوانخانه در جنب آن ساخته در غايت خوبى ، و ساباطى عالى بر درگاه آن خانه ساخته و كتابهء كاشى به خط مولاناى سعيد شمس الدين محمّد شاه حكيم ثبت كرده و قصيدهء غرّا در توحيد از سخنان مولانا كمال الدين خواجو كرمانى نوشته ، و در وصف آنجا مولاناى اعظم شرف الدين على يزدى فرموده : مثنوى خواجه وطن در حرم دادگير * جام طلب ملكت جم بادگير چرخ به سرگشته ازين باده است * خفته زمين بىخبر افتاده است جام جهان است و ميش حسن دوست * باد به دستش نه كه سرمست اوست مست و نبرديم به ميخانه بوى * دوست نه پيدا و بجز دوست كوى بود ( ؟ ) در خلق بكل بسته بود * هست و همان است كه پيوسته بود داشت نهان گنجى از اندازه بيش * خواست كه ظاهر كند اسرار خويش خواهش بىعلّتش از فيض عام * كرده بنا خانه و آن شد تمام خانه مگو عالمى آراسته * روضهء آماده و پيراسته فرش بديعش به قرار استوار * سقف رفيعش چو فلك زرنگار [ 118 ] اى كه ز تست اين همه ناز و نعيم * خالق بىچونى و ربّ رحيم / 100 / هيكل آدم كه سرشتى ز طين * ذكر خلافت شد و سلطاننشين خانهء دل را كه توسازى منير * ساختى از راه نفس بادگير خانه به احسان تو معمور شد * بخت درآمد ز در و سور شد خانه خدا را به سلامت بدار * حاجت او را به كرامت برآر
--> ( 1 ) . م ، مل : كامرايان .